پرويز اذكائى

148

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

نشانگر تقدّم جبر در نزد آنان بود ، كه بدان از راه دستور مساحت‌يابى حاصل‌ضرب ارتفاع در نصف مجموع دو قاعدهء متوازىالاضلاع دست يافته بودند . ديگر متواليات هندسى كه بعدها يونانيان به كار آوردند ، در نزد ايشان شناخته مىبود . يك متن رياضى با اهميت در تاريخ علم كه به سال 1949 م در نويكنده‌اى از « تلّ حرمل » بدست آمد ، قضاياى تشابه مثلّث‌ها را در نزد بابليان ، حدود / 1700 سال پيش از « اقليدس » - كه خود آنها منتج از قضيهء « فيثاغورس » بود - نشان مىدهد ، كه دستور آن را چنين مىتوان نمود : از جملهء مسائل ديگر راجع به خواص دائره و مبدأ تشابه ، مسألهء حساب ارتفاع قوس با معلوم داشتن طول وتر و طول قطر دائره ، نشانگر كاربرد قضيهء فيثاغورس است . بايد گفت كه بيشتر مسائل رياضى كه از بابليان بر جاى مانده - اعمّ از هندسى و حسابى - خصلت جبرى دارند . ميان قضاياى جبرى « ديوفانتوس » ( سدهء 3 م ) با قضاياى جبرى بابلى كهن ( ح 2000 - 1200 ق . م ) پيوندى محسوس باشد . آنان اشكال هندسى را براى حلّ مسائل جبرى به كار مىبردند ، و معادلات اساسى درجهء يك و درجهء دو ، حتّى معادلات درجهء سه را مىشناختند . از ميان درجه‌دوم‌ها ( مذكور در الواح رياضى موزهء بريتانيا ) يكى اين است كه : « اگر مساحت مربعى با طول ضلع آن جمع شود و نتيجه 4 / 3 باشد ، مطلوب است طول ضلع آن » ( 4 / 3 - a 2 G a ) كه حلّ رياضى اين مسأله در جبر نوين با روش كامل‌سازى مربّع صورت مىپذيرد ؛ و جز اين‌ها كه نشان مىدهد جبر در نزد ايشان تقريبا به پايهء علم رسيده بود « 1 » . بدين‌سان ، شالودهء رياضياتى كه بابليان ريختند ، پيشرفت نجوم علمى را امكان‌پذير ساخت . همچنين آنان پيشتازان مشاهدهء نجومى هستند ، و به يك‌رشته رصدهاى ستاره‌شناسى دست زدند . در زمان يكى از شاهان آشور به نام « توكولتى نينورتا » يكم ( 1260 - 1232 ق . م . ) اسبابى براى رصد كردن ستارگان در نيمروزان اختراع شد كه در كاخ آشور كاربرد داشت ؛ و در همان زمان نوعى ساده از « شاخص » و گونه‌اى از « ساعت

--> ( 1 ) . تاريخ الحضارات القديمة ( طه باقر ) ، بغداد ، 1370 ق / 1951 م ، ص 284 - 305 .